خرید بک لینک

 سلام . سلامی به زیبایی صبح دل انگیز پاییزی که بدیعترین تابلو عشاق دنیاست.نسیم خنک صبحگاهی که به صورتم میخورد وجودت را حس میکنم.  میدانی که دوستت دارم. دیروز از خدا به خاطر خلقت تو تشکر کردم. آرامشی که در کنار تو دارم و با یاد تو دارم جای شکرگزاری دارد و خودت میدانی که چقدر دوستت دارم.با تو زیر باران چتر نمی خواهم. گریه ابرها با دیدن ما کنار یکدیگر آرامتر خواهد شد. وقدم زدن روی برگهای پاییزی با تو.وای ...میدانی برگهای زیر پای ما چه میگویند؟گوش کن . عشق ما را در گوش هم زمزمه میکنند.  جویبار از قدم زدن ما درکنارش لذت میبرد. و پرندگان در بالای سر ما میرقصند. دوستت دارم و چه زیباست با تو بودن و از تو گفتن. تویی که تمام دنیای من در آغوش تو خلاصه میشود . تمام آرامش من آنجاست. میدانی؟  وقتی موهایم را نوازش میکنی من آرام  آرام گریه میکنم...

دوست دارم آرامشت را . با خدابودنت را. عشق پاکت را. شعرهایت را و تمام وجودت را . دوست دارمت با تمام وجود. برایت بهترین ها را آرزو میکنم. بهترینی که لایقش هستی...و چه آرامش با شکوهی داری.دوستت دارم .دوستت دارم .خدایا همیشه نگهدارش باش.
تو چنان شبنم پاک سحری...نه از آن پاک تری.  تو بهاری. نه بهاران از توست.از تو میگیرد وام هربهار اینهمه زیبایی را .هوس باغ و بهارانم نیست.  ای بهین باغ و بهارانم تو.سبزی چشم تو دریای خیال.پلک بگشا که به چشمان تو دریابم باز مزرع سبز تمنایم را.ای تو چشمانت سبز. در من این سبزی هذیان از توست . زندگی از تو و مرگم از توست . تو گل سرخ منی...
 

برچسب: نویسنده: م.ت.اجلی تاريخ: چهارشنبه 22 آبان 1392 ساعت: 0:05

 باتو بودن مرا به افسانه ای تبدیل خواهد کرد.

که آیندگان از آن سخن خواهند گفت.

و من آن افسانه راهم دوست خواهم داشت.

در دفتر خاطراتم خواهم نوشت؟

عجب بازیهایی دارشتی با من ، ای سرنوشت

برچسب: نویسنده: م.ت.اجلی تاريخ: پنجشنبه 16 آبان 1392 ساعت: 15:15

 آهای دیوار دمت گرم! اگه جوابمو نمیدی ، لااقل اجازه دادی بهت تکیه کنم.

دیوار! مرسی

برچسب: نویسنده: م.ت.اجلی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1392 ساعت: 15:50

 من چتری میخواهم برای دو نفر ، در مرام ما تک خوری ممنوع.

برچسب: نویسنده: م.ت.اجلی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1392 ساعت: 15:49

 میبوسمت از دور تا با بوسه بر گل ،

 

دل بلبل آب شود.

 

قلبم را ببین از برای تو ،چه عاشقانه می طپد؟

 

دستی از سر لطف بر روی قلبم بنه ،

 
تا جگرم از گرمی دستت، 
 
کباب شود.

برچسب: نویسنده: م.ت.اجلی تاريخ: چهارشنبه 8 آبان 1392 ساعت: 15:45

 من از اومدن پاییز هم عشق رو احساس میکنم، هم دلم میگیره.

حالتی بهم دست میده، مثل گریه ای که از شوق دیدن یه دوست قدیمی بعد از مدتها دوری اومده باشه.

برچسب: نویسنده: م.ت.اجلی تاريخ: سه شنبه 7 آبان 1392 ساعت: 15:55

 من دوست دارم سوار قایق خیال در دریای بیکران چشمانت تا بی نهایت آرزو سفر کنم و به جایی برسیم که فقط تو باشی و من باشم و قایقی . حتی شده  اگر، برای دقایقی. 

برچسب: نویسنده: م.ت.اجلی تاريخ: سه شنبه 7 آبان 1392 ساعت: 15:48

 دلم به هر بهانه ای ، بهانه ترا میگیرد.

چقدر خاطره خواهم ساخت ! باتو،

به بهانه دیدن دوباره ات.

برچسب: نویسنده: م.ت.اجلی تاريخ: پنجشنبه 16 آبان 1392 ساعت: 15:08

 

من از لب تو ، منتظر لبخندم.
دل را به لب شکر شکنت  ،   میبندم
گرخنده کنی بر رخ من، ناز نگار
من همره اشک شوق تو، میخندم

برچسب: نویسنده: م.ت.اجلی تاريخ: شنبه 4 آبان 1392 ساعت: 21:47

صفحه بندی